2 pieces

پیراهنی گل‌دوزی‌شده که بر دیوار کهنهٔ یک خانه آویزان است
Flash fiction · Dari

حسرت

همیشه، هر وقت به دیدن مادربزرگم می‌رفتم، در گوشه‌ای از اتاق، پیراهنی آویزان بود. هیچ‌وقت آن را دور نمی‌انداخت. من بیشتر اوقات از آن پیراهن می‌ترسیدم…

6 October 2026

Read
دریچهٔ کوچکی در دیوار سنگی یک اتاق تاریک که روشنایی روز از آن به درون می‌تابد
Story · Dari

زندان آرزوها

نگاه‌هایش با خشم به کف اتاق دوخته شده بود. می‌خواست فریاد بزند، می‌خواست از دیوارها بپرسد چگونه کودکی چون او را در خود زندانی کرده‌اند. اما آیا…

6 October 2026

Read