2 pieces

لبخندی که با انگشت روی شیشهٔ خاک‌گرفتهٔ یک پنجره کشیده شده است
Reflection · Dari

پشت یک لبخند

او همیشه می‌خندید. آن‌قدر زیاد که همه فکر می‌کردند هیچ غمی در زندگی‌اش ندارد. وقتی وارد اتاق می‌شد، اولین کسی بود که شوخی می‌کرد. من با خودم می‌گفتم…

6 October 2026

Read
کیک تولدی با شمع‌های روشن در اتاقی تاریک
Flash fiction · Dari

تنهایی

تنهایی من آدم عجیبی است. همیشه وقتی همه می‌روند، می‌آید و کنارم می‌نشیند. گاهی دوستش دارم، چون اجازه می‌دهد خودم باشم؛ گاهی هم از او متنفرم، چون…

6 October 2026

Read